نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهت
که خود را بر تو میبندم به سالوسی و زراقی
نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد
تو را گر خواب میگیرد نه صاحب درد عشاقی
قدح چون دور ما باشد به هشیاران مجلس ده
مرا بگذار تا حیران بماند چشم در ساقی
مگر شمس فلک باشد بدین فرخنده دیداری
مگر نفس مَلَک باشد بدین پاکیزه اخلاقی
نه حُسنت آخِری دارد نه سعدی را سخن، پایان
بمیرد تشنه مستسقی و دریا همچنان باقی
به نام خدا
خبری منتشر شده که یکی از مداحان معروف گفته است: «هر کس مشایی را بکشد من پولش را میدهم.» برای بنده چند پرسش مطرح شده است:
1. کدام جمله احمقانه بهتر از این میتوانست خون شهیدان را پایمال کند و نشان دهد که مملکت صاحب ندارد؟
2. چه جملهای بهتر از این میتوانست نشان دهد که عدهای بدون این که خوبی را بشناسند و درست کردن ابرو را بلد باشند میخواهند آن را انجام دهند اما کور میکنند و کسی هم جلوی آنان را نمیگیرد.
3. ظاهراً عدهای علاوه بر این که قانون را قبول ندارند عالمان دین و حلال و حرام را هم قبول ندارند. بعد از ریختن آبروی افراد حالا نوبت به خون رسیده است.
4. قبول دارم که مشایی چرت و پرت زیاد میگوید و اندازه دهانش را بلد نیست؛ اما آیا این مداح بلد است؟ آیا نمیداند که بهجز قاضی هیچکس حق ندارد مجوز ریختن آبرو یا خون را صادر کند؟ شاید هم میداند؛ اما خودسر است.
5. به نظر من اگر کسی به این انقلاب علاقه دارد باید دهن این افراد که به راحتی مجوز خر تو خری را صادر میکنند گِل بگیرد و آنان را به جرم تبلیغ به هرج و مرج مانند دیگران مجازات کند و اگر لازم است زندان بیندازد و ثابت کند که قانون برای همه یکسان است و خون را با پول نمیشود خرید.
6. برای تبرّک و سند داشتن این حرفها بهتر است این آیه شریفه را با هم بخوانیم و إنشاءالله عمل کنیم که از آن فهمیده میشود برای انجام کار خوب باید نخست آن را شناخت:
«قل هل نُنبئکم بالأخسرین أعمالاً ۱۰۳ الذین ضَلّ سعیهم فی الحیوة الدنیا و هم یحسبون أنهم یحسنون صُنعاً ۱۰۴ » سوره کهف
بگو: آیا شما را به زیانکارترین {مردم} در کردار، آگاه کنیم؟ آنهایند که کوشش آنان در زندگی این جهان گم و تباه شده و خود میپندارند که کار نیکو میکنند.
برگردان: ترجمه قرآن کریم از دکتر سید جلالالدین مجتبوی. انتشارات حکمت.
پ . ن : این وبلاگ مدتهاست که نیمهجان است. هر چه به دوستان گفتم که بیایید رسماً پایان کار آن را اعلام کنیم به خرجشان نرفت. حالا آرام آرام دارد جان میدهد. دوستان یا ازدواج کردهاند یا پایاننامه دارند یا وبلاگ دیگر زدهاند یا حال ندارند و یا چیزهای دیگر که فکر میکنند مجوز میشود کمتر به این جا بیایند. این انتقاد شامل بنده نیز میشود. در هر صورت، این وبلاگ به زودی بایگانی میشود.
به نام خدا
تولد حسن مجتبی گذشته و مناسبت از دست رفته است اما حرف های من هم به درد میلاد نمی خورد بیشتر مواقع، بی مناسبت هستم. در میلاد هم حرف از قاتل می زنم.
دعوا قاعده و قانون دارد در عین حال که بر سر خیلی چیز ها دعواست بر سر خیلی چیز ها هم ممکن است توافق باشد ماجرای ما هم همین جوری هاست.
سر این چیز ها دعوا داریم که من بنده قاطی پاتی خداوندم نماز می خوانم در آخر وقت روزه هم خبر مرگمان می گیریم دور همی! دم افطار هر چه در خانه هست می خوریم می افتیم به حالت مرگ سحر هم از نعمات الهی بهره مند می شویم نمازی به کمر زده به خواب عمیقی فرو می رویم. بعد راه می افتیم یک کمی جهت تبرک گناه می کنیم انقدری که خدا سنگمان نکند بعدش هم می افتیم دنبال جیفه دنیا تا صدای اذان بلند می شود ما هنوز دو دستی چسبیده ایم به همان جیفه کذایی تا خستگی امانمان را می برد می رویم خانه کپه مرگمان را گذاشته می خوابیم. حوالی غروب بلند شده به عبادت خدا می پردازیم موقع استجابت دعاست چشم در چشم خدا بدون هیچ خجالتی برای خودمان خیر دو عالم را می خواهیم وقت کردیم در رابطه با همان جیفه کذایی هم مطالباتی انجام می دهیم این ها دعوای من و خداست. حالا توپ در زمین خدا می افتد و دعوا هم قاعده و قانون دارد بر فرض که همه این دعوا ها روی هم ما را می برد دربست به جهنم اما الان وقت جهنم نیست خجالتش بد تر از جهنم است پس ما می مانیم و خجالت می کشیم و همان مطالبات کذاییمان که از خدا بعید است به خاطر آن دعوا این ها را جواب کند. دعوا با خداوند متعال هم حالی می دهد ها.
آدم شدن هم قاطی همان مطالبات کذایی است در هم است دیگر! هر چند ما ته ته اش آدم هم بشویم باز هم می رویم سراغ همان میوه ممنوعه خودمان.
دعوای با کریمان لذت بسیار دارد.
نقل است رادیکال نامی شبی هراسان برخواست و خواب هولناکی دیده بود. عذاب وجدان چنگک برداشته امعا و احشایش را داشت سفره می کرد و این بدان جهت بود که وی مدت ها بود که پست نداده بود و بار زندگی بر دوشش سنگینی می کرد و این گونه روزگار می گذارانید. در همان تاریکی شب کتابی برداشته چیزی سر هم کرد و از شما چه پنهان سوی چشمانش هم که مدت هاست یه یغما رفته، چندان یاری اش نکرد و شاید هم کرد و ما نفهمیدیم. القصه کمپرسور برداشته افتاده به جان قبر ابوالحسن خرقانی همان نیمه شب تمام اجداد طاهرین ایشان را به باد فنا داد. و به آن عذاب وجدان کذایی که چنگک به دست داشت، آدرس آن مرحوم را داده و وی را پیچاند و سپس به خواب عمیقی فرو رفت.
امید است عزرائیل را هم، ایشان این گونه بپیچاند.
البته ایشان بت پرست بوده و چندان اعتقادی به روز جزا ندارد. مع الوصف ما هنوز امید داریم.
«راه اندوه» گزیدهای از نوشتههای عرفانی شیخ ابوالحسن خَرَقانی
به گزینش حسن مرسلوند، نشر آراسته.
ترکی استانبولی : Fars körfəz
۲۳۴۰۰ صفحه اما نام جعلی اش ۵۳۰۰۰ صفحه
هندی : फ़ारसी की खाड़ी
۱۷۰۰۰ صفحه و نام جعلی اش حدود ۳۰۰۰۰ صفحه
ایتالیایی :Golfo Persico
۱۹۶۰۰۰۰ صفحه جعلی اش ۲۳۷۰۰۰۰
فرانسوی : Du golfe Persique
۵۲۸۰۰۰ صفحه و جعلی اش ۳۶۸۰۰۰۰
عبری یا همان زبان یهودی : המפרץ הפרסי
۵۷۷۰۰ صفحه برای جعلی اش حدود۱۰۰۰۰۰ صفحه
چینی رایج : 波斯湾
۱۸۱۰۰۰۰ صفحه و برای جعلی اش۳۱۱۰۰۰۰ صفحه
ارمنی : Պարսից ծոց
۵۶۶۰۰ صفحه و برای جعلی اش۲۴۴۰۰
بقیه هم همین جور است به اکثر زبان های دنیا ما قافیه را باخته ایم. شما اسم های جعلی را سرچ نکنید چون همین سرچ ها هم تاثیر دارد .
نتیجه اخلاقی : وضعیت صفحات عربی و فارسی توی همین چند وقته کلی تغییر کرده و نمی دانم در اثر چی بوده است شاید این حرف ها تاثیر داشته چون من این ها را توی چند جای دیگه من جمله فیس بوک منتشر کردم حالا برای الخلیج الفارسی ۶۵۹۰۰۰۰ صفحه وجود دارد آمار قبلی را در پست قبلی بخوانید نتیجه اخلاقی را می گفتم من علیل پایان نامه نویس گشتم و عبارت خلیج فارس را به زبان های مختلف جمع کرده ام شما هم همه را در یک صفحه در وبلاگ یا هر قبرستان دیگری که صلاح می دانید من جمله سر قبر من بیاورید و اگر باز هم صلاح دانستید دیگران را هم از طریق ایمیل یا فیس بوک و هر طریق دیگری که باز هم صلاح می دانید به این کار دعوت کنید!
شما هم خیلی صلاح می دانید ها
Fars körfəzi Persiese Golf Gjiri Persik Persischer Golf Պարսից ծոց Golfo Pérsico Pärsia lahe Perzský záliv Perzijski zaliv Перська затока Teluk Persia Persian Gulf Golfo Persico פּערסיש גאַלף Peirsis Murascaille Pertsiar Golkoan Фарсі заліў Персийския залив อ่าวเปอร์เซีย Fars Körfezi Perský záliv 波斯湾 波斯灣 Persiske Golf Персидский залив
Golful Persic ペルシャ湾 Kiajemi Ghuba Persiska viken Персијски залив המפרץ הפרסי الخليج الفارسي Du golfe Persique Persianlahti Golf Pèrsic Gòlf Pèsik Perzijski zaljev
페르시 아만 სპარსეთის ყურე Gulf Persico Persijas līča Zatoki Perskiej Persijos įlankos Teluk Parsi Golf Persjan Perzsa-öbölben Персискиот Залив Persiabukta Gwlff Persia Vịnh Ba Tư Perzische Golf फ़ारसी की खाड़ी Sinus Persico Περσικός Κόλπος sinus Persicus Sinum Persico Sinu Persico
یک نتیجه اخلاقی دیگر: من این ها را از ترجمه گوگل در آوردم و به یک نکته جالب برخوردم فقط و فقط در ترجمه به لاتین از هر زبانی که انتخاب کنید و ظاهرا فقط برای کلمه خلیج فارس. فقط و فقط یک کلمه می آید و آن کلمه Persico است که به معنی فارسی است و عبارت خلیج را می خورد کاری که برای عبارت های دیگر خصوصا خلیج ع ر ب ی نمی کند دلیلش هم حتما وجود اسناد تاریخی بسیاری به زبان لاتین است که مهم ترین اسناد خلیج فارس است می باشد یعنی عمدی است و به همین قصد و غرض است من هم پنج عبارت به این زبان را درآوردم تا ........ ببخشید این جایش غیر اخلاقی بود! البته همه را در عبارات بالا جا داده ام این ها را تیتر کنید
Sinus Persico sinus Persicus Gulf Persico Sinum Persico Sinu Persico
مرگ به جان ما نیفتاده است؛ این قدر اوضاع را بحرانی جلوه می دهند که آدمیزاده با خودش فکر می کند که چه فایده که داستان یا شعر بگوید یا انتخاب کند و بگذارد توی وبلاگش که البته فکر اشتباهی است. دوای درد این وضع آشفته همین شعر و داستان و هنر است که می تواند دنیایی آرمانی خلق کند یا بازنمایی تحلیلی از دنیای واقعی را به ما نشان دهد تا حداقل بدانیم چه خبر است. قبول دارم سخت است وقتی کسانی مملکت را در حال درگیری نشان می دهند تو بشینی و شعر و داستان و هنر بیافرینی اما چاره ای جز این نیست. همین هاست که جلوی دیوانه شدن امثال ما را می گیرد. بگذار آنان که سودشان در آشفته نشان دادن کشور است هر چه می خواهند حنجره شان را خسته کنند. ما به فکر آسایش و آرامش آنان هستیم که هنوز مطالعه می کنند. این بیت مدتی است که مشغولم کرده است:
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق/ هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق
مرگ به اینترنت ایران افتاد است. نه این که سرعت پایین آمده یا فیلترها فلان و چنان است. مرگ به جان خود کاربر ها افتاده. نه فقط به جان کابران این وبلاگ. به جان کاربران همه ی وبلاگ ها گویا افتاده است. مرگ هم که درمان ندارد پس بهتر است برای آن ها که مرده اند طلب مغفرت کنیم و دور هم خرما بخوریم و در ضمن برای خودمان هم طلب مرگ کنیم تا از دست همدیگر راحت بشویم.
امضا غلامعلی
آمارهای قبلی یه کمی تغییر کرده است
الخلیج الفارس۵۱۲۰۰۰۰
الخلیج الفارسی۵۴۱۰۰۰۰
و خلیج فارس۲۹۴۰۰۰۰
persian gulf ۷۴۲۰۰۰۰
دوتا اولی کم شده دوتای دومی اضافه شده
نتیجه ی اخلاقی اش این است که صفحات عربی حذف می شوند دنیای جالبی است اینترنت