تبليغاتX
حلقه سه‌شنبه
 

نفرين نمي‌کنم ولي با دعاي دوستان

قلبم شکست و هنوز در تلاطمم

پيدا نمي‌شود اويي که اسمش رفيق بود

رفت و هنوز انگشت‌نماي مردمم

 

ميثم بخشي

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:44 توسط رضا |


«قبل از اسلام کشورهای متمدن تفکیک قوا داشتند، مال این قرن و آن قرن نیست. الان هم کشورهای اسلامی و غیراسلامی دارند. معلوم می‌شود این جزو فطرت و بنای عقلاست.
   معنای تفکیک قوا این است که یک عده قانون وضع می‌کنند، یک عده اجرا می‌کنند، سومی می‌بیند آیا قانون درست اجرا شد یا نه؟ تفکیک قوای مملکت به سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه این است. این که کسی خودش قانون وضع کند و خودش اجرا کند و خودش قاضی باشد، مشکل دارد.
    حالا ما گفته‌ایم فصل‌الخطاب قانون است؛ اما همان که دارد اجرا می‌کند، می‌گوید کار من مطابق قانون است. تطبیق قانون بر کار او به دست اوست، اندراج کار او تحت قانون هم به دست اوست و این مشکل‌آفرین است.
  این را هم بدانید که در ایران "از خارجی هزار، به یک جو نمی‌خرند". بعد از این که کشور نظامِ مقتدر دارد، رهبر آگاه دارد، ملت متقنی دارد، از خارجی هزار به یک جو نمی‌خرند.»

               بخشي از سخنان آيه اله جوادي آملي در خطبه هاي اين هفته نماز جمعه قم.


 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 19:24 توسط راد |

 

وفا کردیم و با ما غدر کردند
برو سعدی که این پاداش آن است.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:4 توسط جزیره |

هميشه به همه ي رفقام گفتم كه خدا به آدم فقط مغز نداده كه بخواي همه چي رو فقط با اون حل و فصل كني چهار سال پيش در جمع دوستاي گل و بلبلم كه همه به رييس جمهور محترم راي دادن چيزايي گفتم كه فكر نمي كردن اتفاق بيفته يعني به فكرشون خطور نمي كرد از اون جمع هشتاد و خورده اي نفري فقط دو نفر به رييس جمهور محترم راي ندادن.

طيفي كه يا سابقه اي ندارن يا اگر دارن شعار مرگ بر بهشتي و از اين قبيل رو به دوش مي كشن  و في الحال هم كه معلوم الحال هستن شعار «ميزان حال فعلي افراد است» سر مي دهند  و هر كس كه مقابلشان هست را اگر سابقه اي نداشته يزيد و هرمله و اگر داشته باشد طلحه و زبير مي خوانند وخودشان را هم شمشير عدالت علي(ع) و مالك اشتر(ع). طيفي كه به خاطر عقايد تند و افراطيشون در باب همه چيز خصوصا حكومت اسلامي با مرگ مظلومانه ي بهشتي به انزوا رفتن و حوادث هشت سال دوران خاتمي باعث شد آن ها تبديل به موجوداتي فعال در اين زمينه بشن و با استفاده از خلا و بي تعادلي در سطح نظام  ناگهان سوار مردم عزيز و فهيم ايران بشن با شعار هايي مثل مفاسد اقتصادي و مانند آن كه توهماتي بيش نبود.

غم انگيز ترين روزهايي كه در زندگي سياسي و اصلا كل زندگيم سراغ دارم وقتي بود كه مي شنوم «از ناحيه ي مقدسه دستور رسيده از فلاني حمايت كنيد»  ناحيه ي مقدسه كه سهل است آن ها خود پيامبر(ص) را هم براي رسيدن به قدرت خرج مي كنند و به قصد قربت آدم مي كشند باور كنيد اين ها از اسراييل نيامده اند من خودم چند تايشان را مي شناسم با آن ها دم خور بودم از ده دوازده سال پيش كه مي رفتند جوان هاي فرق وسط و با شلوار لي را مي زدند حرف هم توي كتشان نمي رفت...

شطحياتي بود كه اومد شما خيلي جدي نگيريد دوراني كه حق وباطل به هم بريزه و شما نتونيد تشخيص بديد و يا نتونيد كاري بكنيد دوران فتنه است بايد به خمودي بگراييد و زندگي كنيد و زنده بمونيد براي چهار سال ديگه

در ضمن منتظر پيشنهاد بازنگري در قانون اساسي از طرف رياست محترم جمهوري هم باشيد با پيشنهاد رفع ممنوعيت بيش از دو دوره ي متوالي براي رياست جمهوري شايد هم رياست جمهوري بيست ساله

براي اون روز زنده بمونيد


+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 10:6 توسط کریم دوغی |



                           اگر از احوال ما خواسته باشي اين جا حال همه ما خوب است؛
                                              اما تو باور نكن!




+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 9:12 توسط راد |

"رسانه ملی" به چه معناست؟

أ‌. به معنای رسانه‌ایست که در آن می‌توان به راحتی به ملت گزارش کذب داد.


ب‌. نوعی ستاد انتخاباتی است که چهار سال بدون وقفه به فعالیت خود ادامه می‌دهد و در انتهای دوره، چند ساعتی هم به دیگران اختصاص می‌یابد تا با دهان نیمه‌باز به اتهامات صاحب ستاد گوش دهند.

 
ت‌. نوعی رسانای چاخان و تهمت با کمترین مقاومت است و واحد مقاومت آن به جای "اُهم" توَهم است.
ث‌. کاملا بی‌معناست و معنای خاصی ندارد. 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 3:29 توسط وارنو |

گفت :  قوانین اسلامی در حکومت اسلامی و قوانین ساسانی در حکومت ساسانی 

 نه قوانین اسلامی در حکومت ساسانی  امام خمینی فرموودند دانشگاه باید اسلامی شود شما ورودی دختر پسرها را جدا کرده اید !!! 

ریختند آقارا خانه نشین کردند گفتند موضع خود را مشخص کن

گفت:

  گر شوم   با خسته ي پيكر  ،غريق       مركب رندي   ،  مجويم   در طريق  

     مذهبم گر مستي و ميخوارگيست        شرب و خمرم خود گواه بندگيست 

ما که بالا خره نفهمیدیم حکومت اسلامی بر پایه یه جمهوریت فرقش با استبداد شاه ملعون چه بود کاری هم نداریم  که سالها یتیمی را بدوش کشیدیم تحمت و تحقیر برخی را هم تحمل کردیم  . . .

به مادرم گفت: این وضیفه شرعی است ما پیش خدا مسئولیم به مردم به شهدا به امام فردای قیامت چه بگویم؟ زنم نزاشت !!! ورفت . . .

بعد از ۳۰ سال از سالگرد رفتنت برایما نا مه تسلیت و تعزیتتت  آمد کسی چه میداند  ۳۰ سال در بدری بی پدری چه به روز آدم میاورد در حالی که هروز جلویت خم راست میشوند !!! 

در کنار نامه آمده :

فهریخته گرامی جناب  . . . 

با سلام
 
آدرس دامنه اينترنتي شما از جانب  کمیته تعیین مصادیق پايگاه هاي غیر مجاز اینترنتی( وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي) مسدود گردیده است لطفا دوشنبه ۱۸/۳/۸۸ در ساعت اداری جهت پاسخگویی اقدام فرمایید.
حالاپدر آمرزیده  مگر به کله اش فرو رفت که جمله (کودک از پستان مادرش شیر خورد) غیر اخلاقی نیست انگار کودک از پستان مادر او شیر خورده است .
ماکه عقلمان قد نداد که کجای پستان غیر اخلاقی است ؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 3:9 توسط وارنو |

  

 

                                   با دروغ؟

                     با باتوم؟

                     

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 22:49 توسط راد |


وقتی آزادی را به دست می­آوریم
که بهای حق­مان برای زیستن را به تمامی پرداخته باشیم.

 
گل که کمیاب باشد
به خارهایی حسادت نمی­کند
که بی­شمارند.
 

ضعیفان می­توانند وحشتناک باشند
چون با تعصّب می­کوشند قوی به نظر برسند.


 ماهیچه­ای که تردید دارد در دوراندیشی­اش
خفه می­کند صدایی را که باید فریاد شود.


 جبّار مدعی آزادی است
برای کشتن آزادی
و باز برای نگه داشتن آن در اختیار خودش.

 
تعصّب می­کوشد حقیقت را در چنگال خود سالم نگه دارد
با فشاری که آن را خواهد کشت.

 
افترا نسبت به یک بزرگ­تر کفر است، به خودت آسیب می­رساند
به کوچک­تر پستی است، به قربانی آسیب می­زند.


پیش­کش های من
خجول­تر از آنند که در یاد تو  بمانند
ازین روست که شاید آن ها را به خاطر بیاوری.

 
                                                                               رابیندرات تاگور

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 9:0 توسط جزیره |

 

   این بار هم موسیقی کلاسیک ایرانی اما متفاوت. تا کنون بیشتر کارهای گروه مستان و هماي، به صورت کنسرت ضبط شده است. پرواز همای و اسفندیار شاهمیر از موسسان اولیه‌ی این گروه هستند و هنرمندان زبردستی را در این گروه، گرد آورده‌اند.

گروه مستان و هماي

   پرواز هماي، شاعر، آهنگساز، نوازنده‌ی کوزه و خواننده‌ی فومنی به سال 135۸ متولد شد. دیپلمش را از هنرستان کمال‌الملک رشت دریافت داشت. در رشته‌ی شعر، آواز و آهنگ دانشگاه آزاد تهران پذیرفته شد و با ساز تخصصی سه تار و پیانو، تحصیلاتش را در دانشگاه به پایان رسانید. در زمینه‌ی آواز از محضر استادانی چون فریدون پوررضا، سید کمال‌الدین عباسی، هنگامه اخوان و کریم صالح عظیمی بهره برد. و در زمینه‌ی شعر و ادبیات از محضر استادانی چون علی‌قلی محمودی بختیاری، حبیب نبوی، محمود طیاری و دادبه بهره جست. توانایی او در چند زمینه، او را در زنده کردن چامه‌سرایی یاری کرد.



   سینا جهان‌آبادی، آهنگساز، تنظیم‌کننده و نوازنده‌ی کمانچه، به سال 1354 در تهران متولد شد. ویولن را زیر نظر داوود گنجه‌ای در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی فرا گرفت. سپس وارد هنرستان موسیقی شد. کمانچه را نزد کامران داروغه فرا گرفت و از تجربیات اردشیر کامکار نیز آموخت. کارشناسی را در دانشگاه سوره و کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر دریافت داشت. وی از استادانی چون علی‌اکبر شکارچی، ارسلان کامکار، ابراهیم لطفی، حسن الهامیان، علی‌رضا مشایخی و حسین دهلوی بهره برد. او در نوازندگی و تنظیم، بسیار تواناست.

   پاشا هنجنی، نوازنده‌ی نی، به سال 1357 متولد شد. کارشناسی را از دانشگاه آزاد موسیقی و کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر اخذ نمود.

   علی پژوهشگر، نوازنده‌ی مشهدی، به سال 1356 متولد شد. در کودکی نواختن تمبک را از پدر آموخت. از راهنمایی، وارد هنرستان موسیقی شد. ساز عود را انتخاب کرد. و از محضر استادانی چون منصور نریمان، فرهاد فخرالدینی، شریف لطفی، حسین علیزاده، کامبیز روشن‌روان، حسین دهلوی، مصطفی کمال پورتراب، محمدرضا درویشی، ساسان فاطمی، هومان اسعدی، حمیدرضا اردلان بهره برد. کارشناسی را از دانشگاه آزاد تهران اخذ نمود و از همان ابتدای تاسیس ارکستر موسیقی ملی ایران، به عضویت آن درآمد و توانست کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر اخذ نمايد.

   گلناز جمشیدی، استاد سنتور، به سال 1358 متولد شد. کارشناسی را از دانشکده‌ی هنر و معماری و کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر دریافت داشت. وی از اساتیدی چون محمد اسماعیلی، پشنگ کامکار، رامیز قلی‌اف، عباس علی‌اف، بهناز ذاکری، فرامرز پایور، حسین علیزاده و اردوان کامکار بهره برده است. وی به سال 1384 آموزشگاه زریاب را تاسیس نمود که تاثیر بسیاری در هنرمندان جوان موسیقی گذاشت.

   از دیگر اعضای این گروه می‌توان اسفندیار شاهمیر(دف)، علی‌رضا مهدی‌زاده(کمانچه)، ارژنگ فرامرزی(تمبک)، توماج مصفی(رباب و سه تار)، محمود نوذری(سنتور)، علی رحیمی(دف)، آزاد میرزاپور(تار)، پژهام اخواس(تمبک) را نام برد. به علاوه قرار است این گروه در کنسرت‌هایی که در پیش دارد از همکاری شهرداد روحانی استفاده کند. 

شهرداد روحاني و پرواز هماي

 دانلود دو آهنگ بهشت و سرزمين بي‌کران:

بهشت

سرزمين بي‌کران

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 15:28 توسط رضا |