تبليغاتX
حلقه سه‌شنبه
 

از ساز باد، بود خاک من در رقص

اشکش فتاد خدا و،

خاکم گل شد

نرمش فشرد، تا دهد شکلی به گل

پس قطره‌ای فتاد و،

نام آن دل شد

بعدش، هر آدم و خاک آدم که دید

دل نیز،

مثل اشک و خاک من، ول شد

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 12:34 توسط مسافر سكوت |

 

   دی ۱۳۲۹ در اردبیل مردی به دنیا می‌آید... ببخشید... کودکی به دنیا می‌آید که پدرش از نوازندگان معروف موسیقی آذربایجان است. لاجرم از همان کودکی موسیقی‌اش آغاز می‌شود. ساز آکاردئون را انتخاب می‌کند و همراه آن تئوری‌های موسیقی را نیز فرا می‌گیرد. تا جایی که از ۱۲ سالگی وارد ارکستر آذربایجانی رادیو ایران می‌شود و در ۱۳ سالگی اولین جایزه‌ی موسیقی‌اش را به عنوان نوازنده‌ی اول آکاردئون در سطح دبیرستان کسب می‌کند و به فعالیت در اداره کل هنرهای زیبای کشور می‌پردازد. از ۱۷ سالگی ساخت و رهبری بسیاری از کنسرت‌های ایرانی را به عهده می‌گیرد. در ۲۰ سالگی به آمریکا می‌رود و دوره‌ی فشرده‌ی موسیقی جز را می‌گذراند. پس از بازگشت به ایران رهبری و سرپرستی ارکسترهای مختلف ایران را به عهده می‌گیرد. و همزمان با تعلیم ارکستراسیون و هارمونی و سازشناسی به ساخت موسیقی برای خواننده‌های وقت می‌پردازد. وی پیشگام ورود و رواج سازهای الکترونیکی به ایران و جز و موسیقی تلفیقی ایران است.

ناصر

   در ۲۵ سالگی قطعه‌ی بی‌کلام چهارمضراب استاد صبا را تدارک می‌بیند که تلفیقی از موسیقی جز و موسیقی کلاسیک ایرانی است. (این کار هنوز پخش نشده است)

   در ۲۸ سالگی برای ادامه‌ی تحصیلات موسیقی به آمریکا می‌رود و دوره‌ی موسیقی فیلم را فرا می‌گیرد. (نگفتم در سال ۱۳۵۷ که وارد مسائل شخصی نشده باشم) بالاخره در سال ۱۳۶۳ به وطن باز می‌گردد و به ساخت موسیقی فیلم می‌پردازد.

   شاید نام این کودک را در کنار نام بسیاری از خواننده‌های پیش و پس از انقلاب و موسیقی بسیاری از فیلم‌ها و برنامه‌های کودک و نوجوان و تیتراژ بسیاری از برنامه‌های تلویزیون و در میان اعضای گروه چهارنفس پیدا کرده باشید. اگر هم خاطرتان نیامد، باید بگویم آلبوم باران عشق استاد ناصر چشم‌آذر را کم کسی است که نشنیده باشد یا با آن انس نگرفته باشد.

ناصر چشم‌آذر (فیلم میکس)

  هر چه گشتم نتوانستم آلبوم اورژینال خواهران غریب استاد را پیدا کنم. بنابراین آهنگ‌های زیر اورژینال نیست و از متن فیلم گرفته شده است. گرچه کیفیت پایینی دارد اما شاید برای برخی خاطره به همراه داشته باشد:

   سرآغاز (کر کودکان)

   باران (با صدای مهدی نیکنام)

   آشتی (کر کودکان)

   الهه ناز (بی‌کلام)

   مادر من (با شعر و صدای خسرو شکیبایی)

   انار (با صدای خسرو شکیبایی)

   پس از باز شدن هر لینک، برای دانلود باید ۱۰ ثانیه صبر کنید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 11:27 توسط مسافر سكوت |

 

سلام

ببخشید میون کلام هیوا می‌پرم

غرض از مزاحمت این‌که:

امسال

شهر ما

انگار اقاقی‌ها نمی‌خواهند به این زودی‌ها لباس سبزشان را در بیاورند

تا ببینیم کی تسلیم پاییز می‌شوند

 یا به قولی اسیر پاییز می‌شوند

 

ببخشید، بفرمایید ادامه بدید.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 8:44 توسط مسافر سكوت |

 

   می‌ايستم. ماه، کامل است. شخصی آن سوی خیابان در حالی که راه می‌رود، به بالای سرم خیره شده است. به این فکر می‌کنم که چرا ماه این قدر خیره کننده است. آن شخص با این که پیش می‌رود، هنوز به همان نقطه خیره است؛ انگار که ماه بالای سرم ایستاده باشد. مشکوک می‌شوم. با خودم می‌گویم: هنگامی که راه می‌رود، باید این طور به نظرش آید که ماه هم پیش می‌رود. مسیر نگاهش را که دنبال می‌کنم به پنجره‌ای می‌رسم که بسته می‌شود.

 

+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 17:51 توسط مسافر سكوت |

 

   این، از شاهکارهای مسئولان هنری است. وقتی به این آلبوم موسیقی گوش دهی، خوب متوجه می‌شوی که فضای آن، کمی قدیمی است. دلیلش این است که فاصله‌ی ضبط تا انتشار این آلبوم، بسیار زیاد است. حدود پنج سال یا به قولی بیشتر.

اجرا کنید:

 

   بلی. چندی پیش شنیدم بالاخره آلبوم رضا راد به نام شادی حرومه منتشر شد. آهنگ اول این آلبوم، به همراه یک آهنگ دیگر از این هنرمند را می‌توانید از لینک‌های زیر، دانلود کنید:

   شادی حرومه

   جزر و مد

    رضا راد، متولد۱۳۶۱ نوازنده‌ی سه‌تار است که هم در آواز ایرانی، کار کرده و هم در آواز به اصطلاح پاپ.

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 18:31 توسط مسافر سكوت |

 

   پسرک گفت: «آقا من قبول ندارم. کل دنیا حساب نیس. این جوری قایم‌باشک سخت میشه‌ها! اصلن اگه پیدات نکنم چی؟» دخترک جواب داد: «عوضش می‌دونیم که به اندازه‌‌ی کل دنیا با هم بازی کردیم.»

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 17:59 توسط مسافر سكوت |

 

نفرين نمي‌کنم ولي با دعاي دوستان

قلبم شکست و هنوز در تلاطمم

پيدا نمي‌شود اويي که اسمش رفيق بود

رفت و هنوز انگشت‌نماي مردمم

 

ميثم بخشي

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:44 توسط مسافر سكوت |

 

   این بار هم موسیقی کلاسیک ایرانی اما متفاوت. تا کنون بیشتر کارهای گروه مستان و هماي، به صورت کنسرت ضبط شده است. پرواز همای و اسفندیار شاهمیر از موسسان اولیه‌ی این گروه هستند و هنرمندان زبردستی را در این گروه، گرد آورده‌اند.

گروه مستان و هماي

   پرواز هماي، شاعر، آهنگساز، نوازنده‌ی کوزه و خواننده‌ی فومنی به سال 135۸ متولد شد. دیپلمش را از هنرستان کمال‌الملک رشت دریافت داشت. در رشته‌ی شعر، آواز و آهنگ دانشگاه آزاد تهران پذیرفته شد و با ساز تخصصی سه تار و پیانو، تحصیلاتش را در دانشگاه به پایان رسانید. در زمینه‌ی آواز از محضر استادانی چون فریدون پوررضا، سید کمال‌الدین عباسی، هنگامه اخوان و کریم صالح عظیمی بهره برد. و در زمینه‌ی شعر و ادبیات از محضر استادانی چون علی‌قلی محمودی بختیاری، حبیب نبوی، محمود طیاری و دادبه بهره جست. توانایی او در چند زمینه، او را در زنده کردن چامه‌سرایی یاری کرد.



   سینا جهان‌آبادی، آهنگساز، تنظیم‌کننده و نوازنده‌ی کمانچه، به سال 1354 در تهران متولد شد. ویولن را زیر نظر داوود گنجه‌ای در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی فرا گرفت. سپس وارد هنرستان موسیقی شد. کمانچه را نزد کامران داروغه فرا گرفت و از تجربیات اردشیر کامکار نیز آموخت. کارشناسی را در دانشگاه سوره و کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر دریافت داشت. وی از استادانی چون علی‌اکبر شکارچی، ارسلان کامکار، ابراهیم لطفی، حسن الهامیان، علی‌رضا مشایخی و حسین دهلوی بهره برد. او در نوازندگی و تنظیم، بسیار تواناست.

   پاشا هنجنی، نوازنده‌ی نی، به سال 1357 متولد شد. کارشناسی را از دانشگاه آزاد موسیقی و کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر اخذ نمود.

   علی پژوهشگر، نوازنده‌ی مشهدی، به سال 1356 متولد شد. در کودکی نواختن تمبک را از پدر آموخت. از راهنمایی، وارد هنرستان موسیقی شد. ساز عود را انتخاب کرد. و از محضر استادانی چون منصور نریمان، فرهاد فخرالدینی، شریف لطفی، حسین علیزاده، کامبیز روشن‌روان، حسین دهلوی، مصطفی کمال پورتراب، محمدرضا درویشی، ساسان فاطمی، هومان اسعدی، حمیدرضا اردلان بهره برد. کارشناسی را از دانشگاه آزاد تهران اخذ نمود و از همان ابتدای تاسیس ارکستر موسیقی ملی ایران، به عضویت آن درآمد و توانست کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر اخذ نمايد.

   گلناز جمشیدی، استاد سنتور، به سال 1358 متولد شد. کارشناسی را از دانشکده‌ی هنر و معماری و کارشناسی ارشد را از دانشگاه هنر دریافت داشت. وی از اساتیدی چون محمد اسماعیلی، پشنگ کامکار، رامیز قلی‌اف، عباس علی‌اف، بهناز ذاکری، فرامرز پایور، حسین علیزاده و اردوان کامکار بهره برده است. وی به سال 1384 آموزشگاه زریاب را تاسیس نمود که تاثیر بسیاری در هنرمندان جوان موسیقی گذاشت.

   از دیگر اعضای این گروه می‌توان اسفندیار شاهمیر(دف)، علی‌رضا مهدی‌زاده(کمانچه)، ارژنگ فرامرزی(تمبک)، توماج مصفی(رباب و سه تار)، محمود نوذری(سنتور)، علی رحیمی(دف)، آزاد میرزاپور(تار)، پژهام اخواس(تمبک) را نام برد. به علاوه قرار است این گروه در کنسرت‌هایی که در پیش دارد از همکاری شهرداد روحانی استفاده کند. 

شهرداد روحاني و پرواز هماي

 دانلود دو آهنگ بهشت و سرزمين بي‌کران:

بهشت

سرزمين بي‌کران

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 15:28 توسط مسافر سكوت |

 

مسافر بانگ برداشت

     کسی نیست؟..:

صدا در دره‌ها پیچید

صدا در کوه‌ها پیچید

صدا برگشت

صدا در خنده‌های باد پرپر گشت

مسافر گفت:

     خاموشی

مسافر گفت:

     خاموشی...

               فراموشی..

و در ژرفاب‌های لایزال شب، شناور گشت

 

سعید سلطانپور

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:58 توسط مسافر سكوت |

 

 
 
   استاد سیمین آقارضی، در سال1317 در تهران متولد شد. وی از اولین گروه فارغ‌التحصیلان هنرستان موسیقی ملی به سرپرستی استاد روح‌الله خالقی است. ویولن را نزد استاد صبا، پیانو را نزد استاد جواد معروفی، قانون را نزد استاد مهدی مفتاح، تمبک را نزد استاد حسین تهرانی و آواز را نزد استاد بنان آموخت. بیش از چهل سال ویولن اول و نوازنده‌ی برتر ارکستر ایرانی بوده و سال‌ها سرپرستی ارکسترهای مختلف را بر عهده گرفته است. و به عنوان اولین بانوی قانون‌نواز ایرانی، در عرصه‌ی جهانی مطرح بوده و هست. و ایرانیان او را با نام سیمین قانون‌نواز می‌شناسند.

 

آلبوم قانون

   تکنوازی‌ها، همنوازی‌ها و آهنگسازی‌های بسیاری از این بانوی پیشکسوت، ثبت و ضبط شده است و در جهان موسیقی، نام او با احترام خاصی برده می‌شود. آلبوم قانون با آهنگسازی و اجرای بانو سیمین، از معروف‌ترین آثار ایشان است. و آلبوم گلنوش یک و دو نیز با آهنگسازی ایشان و اجرای خانم پریچهر خواجه، شامل برخی از نواسازی‌های معروف ایشان است. این چند آهنگ از آلبوم گلنوش1 و2 را بشنوید:

 A 08

 A 13

 B 01

 B 02

 B 09

 B 10

 B 20

 B 22

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 18:5 توسط مسافر سكوت |

 

پاسخی نشنید هرگز گوش ما، درها زدیم

رازها در پرده، ما بر پرده زیورها زدیم

چشم هر شبنم، پرآب و روی هر گل، پر ز رنگ

در هوای این گلستان بال‌ها، پرها زدیم

آسمان باصفا هم، رنگ داغ از دل نبرد

خیمه، عمری لاله‌سان در دشت‌ها، درها زدیم

سوز خاک و آه آب از گرمی خورشید ماست

آتشی از شور خود در خشک‌ها، ترها زدیم

شاخه‌ی خشکیم تا زیبد سبکباری به ما

رنگ نابودی به نقش برگ‌ها، برها زدیم

 

شعر از سهراب سپهری

 

 پی‌نوشت: می‌دونم بعضی ویرگول‌ها رو اضافه گذاشتم، اما از آن‌جا که برخی هنوز یای اضافه رو به صورت همزه‌ی روی "ه" می‌نویسند، پیش‌بینی کردم که به مشکل بربخورند. این دلیل یکی از ویرگول‌های اضافه بود. همچنین هنوز هستند برخی که وقتی نمی‌تونند بین اجزای یک کلمه، نیم‌فاصله بگذارند، اون‌ها رو جدا می‌نویسند، بی این که خطی بگذارند. دلیل یکی دیگر از ویرگول‌های اضافه این بود. اما دو ویرگول اضافه‌ی دیگر، به خاطر این بود که برخی دیر وزن شعرها را می‌یابند. چهار تا ویرگول اضافه گذاشتن توی شعر سهراب خیلی بود. ببخشید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 17:26 توسط مسافر سكوت |

 

من اگر خرام و مستم بپذیر شاعر!

و همین بی‌قاعده و وزن که هستم بپذیر شاعر!

نامم را چه گذارند مهم نیست

درباره‌ی من چه گویند مهم نیست

من شعر توئم

مرا همین طور که هستم بپذیر شاعر!

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 9:33 توسط مسافر سكوت |

 

و چه بغضی!

و مسافر!

و سکوت!

و کمی هیچ به اندازه‌ی من،

خَم زلف..؛ جاده و دورنما،

و کمی پیچ به اندازه‌ی من،

خُم خالی،

و کمی دُرد..، به به!

و کمی دَرد به اندازه‌ی من،

و نگاهت، چه فتاده!

و چه زرد!

و کمی سرد به اندازه‌ی من،

چه عبوری!

و چه راهی!.. چه صدایی:

...و کمی برگ به اندازه‌ی من،

و نگاهت،

و عبورت،

و سکوت،

و کمی مرگ به اندازه‌ی من!

 

پی‌نوشت: این قطعه رو از طرف مسافر سکوت تقدیم می‌کنم به سکوت این چند روز حلقه.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 9:46 توسط مسافر سكوت |

 

یک خنده‌ی ملیح

کمی شرم

به..، به..، چه سورپریزی

نیم‌رخ

نه، این‌طور..، خوب

یک لحظه..، آه...

تیک، تاک

 

بسیار خوب

خواننده‌ی عزیز آزاد باش دیگر

با نور خوب و زاویه‌ی مرغوب

شش در چهار و فوری

عکسی از آن جناب گرفتم!

 

و با این عکس..،

یک لحظه‌ی عبث از زندگی‌ات را

تثبیت کرده‌ام

اما..، در این میان حماقت خود را نیز

تایید کرده‌ام

 

نصرت رحمانی از مجموعه‌ی میعاد در لجن

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 10:23 توسط مسافر سكوت |

 

این مست‌های بی سر و پا را جواب کن

امشب شب من است مرا انتخاب کن

 

مهمان من تمامی این‌ها و پای من

قلیان و چای مشتریان را حساب کن

 

تمثال شاعرانه‌ی درویش را بکن

عکس مرا به سینه‌ی دیوار قاب کن

 

هی! قهوه‌چی ستاره به قلیان من بریز

جای ذغال روشنش از آفتاب کن

 

انگورهای تازه‌ی عشقی که داشتم

در خمره‌های کهنه بخوابان شراب کن

 

از خون آهوان بده اکنون که تشنه‌ام

ماهیچه‌ی فرشته برایم کباب کن

 

از نشئه خلسه‌ای بده، از سکر جرعه‌ای

افیون و می بیار، بساز و خراب کن

 

دستم تهی‌ست هر چه برایم گذاشتی

با خنده‌های مشتریانت حساب کن

 

 

از مهدی فرجی

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8:32 توسط مسافر سكوت |

 

من مثل مصرع‌های بی‌قافیه‌ی قصیده‌ای

تو مثل مصرع‌های قافیه‌دار یک غزلی

تو کوتاه و دلنشین

هم اول و هم آخری

من هستم ولی

پیش تو گمم

 

-------------------

پس‌نوشت:

 

اصلش این بود:

من مثل مصرع‌های بی‌قافیه‌ی غزلی

تو مثل مصرع‌های قافیه‌دار همان غزلی

هم اولی

هم آخری

من هستم ولی

پیش از تو گمم

 

 سپاس از سوین  

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 9:19 توسط مسافر سكوت |

 

تا شکوفه‌ی سپید سیب،

تازیانه‌یی به دست باد دید،

                                ریخت.

نازنین، چه زود، رنجه می‌شود.

 

از محمد زهری

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 15:35 توسط مسافر سكوت |